بهترين زمان براي مطالعه چه زماني است


زمان مناسب براي مطالعه از جمله موضوعاتي است كه نظريه هاي گوناگوني درباره آن ارائه شده و بحثهاي زيادي صرورت گرفته است.

هر كس بنا بر تجربه يا تحقيق خود زمان يا زمانهاي خاصي را براي مطالعه پيشنهاد مي كند. به راستي بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است؟ چه زماني حافظه توانايي بيشتري براي به خاطر سپاري مطالب دارد؟ در چه هنگامي از شبانه روز، مغز كارايي بالاتري دارد؟ و خلاصه اينكه در چه زماني بايد درس خواند تا بتوان حد اكثر استفاده را از درس و يادگيري برد؟
پاسخ به اين پرسشها متفاوت است. عده اي معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زماني مناسب براي مطالعه و يادگيري است و برعكس، عده اي ديگر عقيده دارند كه مناسب ترين زمان براي يادگيري اوايل صبح است.
گروهي كه معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، ميگويند چون خواننده بعد از مطالعه مي خوابد ذهن فرصت كافي براي پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبيت مي گردد. لذا مطالب براي مدت طولاني تري در حافظه باقي مي ماند. در واقع اين گروه معتقدند از آنجا كه در هنگام خواب مطلب يا اطلاعات جديد ديگري وارد حافظه نمي شود لذا فرصت كافي براي پردازش اطلاعات وارده است.
آنان معتقدند با اين روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده مي شوند و كمتر فراموش مي گردند، زيرا خواب فرصتي بسيار مناسب براي ماندگاري آنها در حافظه است.
گروهي كه مطالعه در صبح زود را پيشنهاد مي كنند عقيده دارند كه يادگيري نياز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگي دارد . اين عده معتقدند با مغز خسته نمي توان چيزي را به درستي آموخت. در واقع اصل را بر آمادگي مغز مي دانند. اينان بر اين عقيده هستند كه چون در شب مغز استراحت كرده و شخص خستگي ذهني ندارد لذا هنگام صبح آمادگي بيشتري براي يادگيري دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقي مي ماند، به همين دليل مطالعه در اوايل صبح را پيشنهاد مي كنند.

تفاوت صبح زود با آخر شب
اخيرا عده اي از محققين نظره اي داده اند مبني بر اين كه ساعات بين 30/8 تا 30/6 بعد از ظهر بهترين زمان براي مطالعه است
اين پژوهشگران مي گويند: علم جديد« علم گاه زيست شناسي» مي گويد در هر ساعت از شبانه روز انسان استعداد و توانايي خاصي دارد. طبق عقايد قبلي پزشكان انسان طي ساعات مختلف شبانه روز در يك حالت تعادل پايدار به سر مي برد.
اما يافته هاي اخير علم گاه زيست شناسي( كرونوييو لوژي) نشان مي دهد، بدن انسان در طي شبانه روز متحمل تغييرات زيادي در اين زمينه مي شود و در هر ساعت از روز توانايي خاصي دارد.
اين محققين معتقدند حافظه كوتاه مدت و سرعت انتقال فكري در بيشتر افراد در ساخت آخر صبح تا اوايل بعد از ظهر به بيشترين حد فعاليت مي رسد. بهترين زمان براي فعال شدن حافظه دراز مدت از ساعت30/6تا30/8 بعد از ظهر است بنابراين اين اوقات زماني بسيار مناسب براي مطالعه به شمار مي رود. در ساعت آخر شب و اوايل صبح ميزان حافظه دراز مدت، درك مطلب و فراگيري دروس در كمترينم حد ممكن است .
از همين نكته بايد استفاده كرد و به دانش آموزان توصيه كرد و زماني كه حافظه دراز مدت فعاليت چنداني ندارد كم تر مطالعه كند. همچنين مي گويند: ميزان احساسات فرد نسبت به درد به طور كلي در طي روز افزايش مي يابد و در هنگام شب به حد اكثر مي رسد. طبق بررسي هاي انجام شده در زنان باردار نيز بيشترين شروع ساعات درد زايمان 12 نيمه شب تا 4 صبح است.

زمان دقيق مطالعه
واقعيت اين است كه هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد ؛ يعني دقيقا نمي توان مشخص كرد كه در چه هنگامي بايد مطالعه و در چه موقعي از آن پرهيز كرد بلكه هر وقت احساس كرديد كه مي توانيد مطالعه كنيد درس خواندن را شروع كنيد.
زمان مطالعه بستگي به خود شما دارد كه چه موقعي از نظر جسمي و رواني آمادگي لازم را داريد. اگر نسبت به زمانهاي خاص براي مطالعه شرطي شده ايد آن اوقات بهترين زمان مطالعه است .
فرضا اگر هميشه عادت داريد صبح ها در مكان مشخص مطالعه كنيد آن زمان و آن مكان براي شما بسيار مناسب است زيرا نسبت به زمان و مكان مطالعه شرطي شده ايد تا آمادگي بيشتري براي تمركز و يادگيري داريد.
به ياد داشته باشيد كه بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار يا شام) مطالعه نكنيد؛ زيرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سريعتر هضم گردد و در نتيجه خون كمتري به مغز مي رسد و احساس خواب آلودگي به فرد دست داده و سطح هوشياري مغز كاهش مي يابد . بنابراين پس از صرف غذا كمي استراحت كرده و بعد مطالعه را شروع كنيد.

شگفتي هاي زمان در حيات انسان
« اكثر انسانها از نيمه شب تا شش صبح به دنيا مي آيند و بين 4 تا 10 صبح بدرود حيات مي گويند.»
و اما توصيه اي براي كساني كه شديدا غير فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجديد سازمان كنيد كارهاي مشكل و فعاليت هاي خلاقه را صبح هنگامي كه كاملا هوشيار هستيد انجام دهيد و برنامه خود را طوري ترتيب دهيد كه فعاليت هاي تحريك كننده و همكشي در طول ساعت اوليه بعدازظهر صورت بپذيرد در زير روشهايي را عنوان مي كنيم كه طي آنها مي توانيد با ساعت دروني تان سازگار تر و موافق تر زندگي كنيد.
9 صبح: حافظه كوتاه مدت انسان در نيمه هاي شب در اوج قدرت خود قرار دارد زيرا دماي بدن به پايين ترين مقدار خود مي رسد و مغز در اين حالت به نحو كار آيندي قادر به ذخيره اطلاعات مي باشد . اما خوشبختانه حافظه كوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نيز هنوز خوب كار مي كند. احتمالا اين درست همان زماني است كه شما شروع به كار مي كنيد و اگر چنين است زمان مناسبي است براي ملاقات هاي كوتاه ولي نه ديدار هاي طولاني؛ زيرا زمان حافظه كوتاه مدت است.
11 صبح: حل مسائل بين اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان ديگري سهل تر انجام مي پذيرد پس از آن به علت افزايش خستگي اين توانايي سير نزولي خود را طي مي كند . بهترين وقت براي تصميم گيري دشوار، حول و حوش قبل از نهار است.
2تا 5 بعد ازظهر: حساسيت نسبت به درد در واپسين ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسيده و بالعكس در نيمه هاي شب به اوج خود مي رسد، بنابراين بهتر است از دندانپزشك خود خود براي بعد از ظهر وقت بگيريد و از جلسات معالجاتي در ابتداي صبح پرهيز كنيد. با آغاز عصر، حساسيت نسبت به درد افزايش مي يابد، بنابراين اگر بايستي با دوچرخه خود به زمين بيفتيد يا تزريقي داشته باشيد آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهيد.
3 بعد از ظهر: حافظه بلند مدت آن نوع حافظه اي است كه در موقع به خاطر آوردن وقايع ديروز يا ماه هاي گذشته از آن استفاده مي كنيم و در حدود 3 بعد از ظهر بيش از هر زماني با كارآيي عمل مي كند. اگر بايستي مطلب مهمي را به خاطر بسپاريد اين ساعت وقت آن است.
4تا 8 بعد از ظهر: سرعت واكنش در ابتداي روز، نسبت به هر وقت ديگري كمتر است. ليكن تدريجا بهبود يافته و بين واپسين ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترين مقدار خود مي رسد . اين بهترين موقع براي تايپ كردن يا بازي تنيس است.
7 بعد ازظهر: متابوليسم در اوايل عصر بالاترين حد خود را دارا است و در ساعت اوليه صبح پايين ترين حد را . اين حقيقت كه سرعت متابوليسم در نيمه هاي شب كاهش مي يابد، به مبتلايان سرطان اميد تازه اي مي بخشد . سلول ها در حالت «كند» خود در مقابل داروهاي خاصي كمتر آسيب پذيرند و با زمان بندي صحيح وعده هاي مصرف مواد ضد سرطان مي توان كارايي آنها را افزايش داد. داروهاي ضد آسم و مسكن ها نيز در ساعات آخر عصر مؤثر ترند و اثرات جانبي كمتري را بر جاي مي گذارند. اما مخاطب اصلي ما دانش آموزان ، داوطلبان كنكور و دانشجويان هستند كه بايد در ساعت هاي مختلف با توجه به آمادگي جسماني و ذهني مطالعه كنند و لزوما نبايستي در يك زمان بسيار كوتاه كه شايد حافظه بلند مدت با كوتاه مدت قدري بيشتر فعال هستند، مطالعه كنند.

بنابراين با يك بر نامه سنجيده و دقيق سعي مي كنيد در ساعت هاي مختلف درس بخوانيد . اما نكات اشاره شده در اين قسمت را نيز رعايت كنيد كه به طور خلاصه عبارتند از:

1- صبح ها بيشتر سعي در يادگيري مطالب داشته باشيد.
2 -درس هايي را كه نياز به مرور دارند ؛ ترجيحا به شب موكول كنيد.
3 - بلافاصله پس از غذا خوردن با شكم پر مطالعه نكنيد.
4 - قبل و بعد از مطالعه، حتما استراحت كنيد.
5 - از روش شرطي سازي نسبت به زمان مطالعه سود جوييد.

بررسي پديده كتاب و كتابخواني در جامعه دانش‌آموزي

متأسفانه برخي از والدين و معلمان مدارس گمان مي‌كنند مطالعه غيردرسي دانش‌آموزان بايد منجر به جهش ذهني شود (البته اگر به اين نوع مطالعه اعتقاد داشته باشند).

آنچه كه به‌طور جدي در اين رويكرد (كه گاه از حالت فردي خارج شده و شكلي ساختاري به خود مي‌گيرد) فراموش شده اين است كه لذت مطالعه مدنظر قرار نگرفته است، يعني همان پارامتري كه براي جذب نوجوانان و جوانان به مطالعه لازم است.
شكل ساختاري اين رويكرد غلط درباره مطالعه دانش‌آموزان با دو گرايش خودش را نشان مي‌دهد:
گرايش افراطي كه در نمايشگاه‌هاي دانش‌آموزي بروز پيدا مي‌كند و آن هنگامي است كه كتاب‌هاي به اصطلاح مفيد و اخلاقي از ميان كتاب‌هايي كه در بر دارنده مشكلات اخلاقي و فكري هستند، انتخاب مي‌گردد (توسط يكي از معلمان پرورشي و كاملاً سليقه‌اي!) و هيچ توجهي به نيازهاي دانش‌آموزان و سليقه‌شناسي آنان، نمي‌شود. حال آنكه اين كتاب‌‌ها غيرمفيد به وفور در شهر پيدا مي‌شود و در دسترس است! در برابر اين رويكرد افراطي، رويكردي تفريطي كه با هر نوع مطالعه غيردرسي براي دانش‌آموزان مخالف است نيز آثار خود را نشان مي‌دهد، گرايشي كه در ميان معلمان و مربيان پرورشي بسيار قوي است.
بر طبق آماري كه توسط مؤسسه منادي تربيت فراهم شده درحدود 53 درصد معلمان و مربيان پرورشي نظر مثبتي به مطالعه غيردرسي دانش‌آموزان ندارند.
از ديگر مشكلات در عرصه مطالعه دانش‌آموزان، عدم نيازسنجي در يك منطقه و به علاوه عدم وجود كارشناسان خبره در كتابخانه‌هاي مدارس يا نمايشگاهي كه بتوانند دانش‌آموزان آن منطقه را با توجه به شناخت از ذهنيت‌‌ها و فرهنگ بومي با كتاب‌‌هاي موردنيازشان آشنا كنند، مي‌باشد. يعني در كنار انتخاب درست كتاب و توزيع صحيح آن، احتياج به يك پل ارتباطي در بين دانش‌آموزان و مقوله كتاب داريم.
درحال حاضر از 134 هزار مدرسه سراسر كشور كه 70 درصد آنها در مقطع ابتدايي و راهنمايي فعال هستند و جمعيتي درحدود 5/18 ميليون دانش‌آموز در اين مكان‌‌ها درحال تحصيل مي‌باشند، تنها 36498 مدرسه مجهز به كتابخانه هستند كه البته كيفيت و كميت اين كتابخانه‌‌ها جاي بحث دارد. فعاليت تنها 5092 كتابدار اغلب غيرحرفه‌‌اي در مدارس سراسر كشور گوياي تضاد و نابرابري در ميان آمار ارائه شده است.

اين آمار به خوبي نشان مي‌دهد كه درحدود 13 ميليون و 60 هزار نفر از دانش‌آموزان ما فاقد امكان مطالعه در كتابخانه‌هاي مدارس هستند. وضعيت آماري نمايشگاه‌هاي كتاب دانش‌آموزي نيز بسيار مأيوس‌كننده است، مثلاً از مجموع 437 نمايشگاه دانش‌آموزي كه در مدارس برگزار شده، هر مدرسه به‌طور متوسط داراي 2217 جلد كتاب بوده است. از نظر آماري استان تهران چه از نظر تعداد كتابخانه‌هاي موجود در مدارس و از نظر تعداد كتاب‌‌هاي موجود در اين كتابخانه‌‌ها مقام اول را داراست و پس از آن استان‌‌هاي اصفهان و خراسان و فارس و مازندران قرار دارند.
حال به تعريف كتابخانه و كتابخانه مدرسه بر طبق استاندارد يونسكو مي‌پردازيم. كتابخانه نهادي است در بر گيرنده مجموعه‌اي منظم از كتاب و نشريات ادواري يا هر نوع مواد ديداري ـ شنيداري يا گرافيكي ديگر همراه با خدماتي كه توسط كاركنان آن به منظور تسهيل استفاده از اين مواد در جهت برآورده ساختن نيازهاي اطلاعاتي پژوهشي، آموزشي يا تفريحي مراجعه‌كنندگان ارائه مي‌شود. در مقابل كتابخانه مدرسه به انواع مدارس پايين‌تر از سطح عالي وابسته است و به دانش‌آموزان و معلمان خدمات لازم را ارائه مي‌دهد و درعين‌حال مي‌تواند كتابخانه‌اي ويژه كودكان و نوجوانان نيز تلقي شود.

با توجه به تعاريف فوق از كتابخانه‌هاي استاندارد مي‌توان تخمين زد كه چند مدرسه در ايران مجهز به كتابخانه هستند!؟ از ديگر مشكلات كتابخانه‌هاي مدارس درحال حاضر مي‌توان به عدم وجود مكاني مستقل، فضاي كافي، نور، صدا و تمامي آنچه كه براي محصلان آرامش به ارمغان مي‌آورد اشاره كرد. مشكلات اقتصادي خانواده‌‌ها كه باعث شده تا كتاب از سبد خريد خانواده خارج شود، بيش از پيش لزوم توجه به كتابخانه‌هاي مدارس را گوشزد مي‌كند زيرا بسياري از دانش‌آموزان مكاني ديگري براي مطالعه آزاد ندارند و قدرت خريد لازم را نخواهند داشت تا كتاب مورد علاقه خود را خريداري كنند، ضمن اينكه بر مشكل عدم قدرت خريد يابد. عدم توزيع عادلانه كتاب در سطح استان‌هاي محروم را نيز بايد اضافه كرد. در اين موارد، يكي از بهترين و سريع‌ترين راه‌هاي جبران مشكلات و كاستي‌‌ها برگزاري نمايشگاه‌هاي كتاب دانش‌آموزي است و امكان جبران كاستي‌هاي مربوط به توزيع كتاب، مخاطب‌شناسي و ذائقه‌شناسي، قدرت خريد و نيز بالا بردن اطلاعات آماري و انتقال تجربه را فراهم مي‌سازد.


فهميدن در ترجمه چه معنايي دارد؟

مي توان با مثالي اين مطلب را روشن كرد. واژه «la porte» در زبان فرانسه به ظاهر به معناي «در» است ولي در شرايط گوناگون اين واژه جايگزين جمله كاملي مي شود و معاني مختلفي را بيان مي كند مثلاً اگر بگوييم اين كلمه را در منزل و به هنگام به وجود آمدن جريان شديد هوا ادا كرده ايم، متوجه مي شويم كه اين كلمه به معناي، «در را ببنديد» است و اگر اين كلمه را به هنگام رسيدن به مترو و ايستگاه ادا كرده باشيم مفهومش «در را باز كنيد» خواهد بود.

مي بينيد كه «در» در وضعيتي باز كردن و در وضعيتي بستن معني مي دهد يا اينكه سفارش ساختن دري را داده اند و منتظر رسيدن آن هستيد و بالاخره روزي نجار به سراغ شما مي آيد در اين حالت يعني «آه بالاخره در رسيد»است. در اينجا اهميت آشنايي به منبع كلي و موقعيت (عوامل سازنده وضعيت) به زمينه كلامي (ديگر جملات سخنراني) در زمينه شناختي براي فهميدن آشكار مي گردد. در نتيجه براي فهميدن بايد دانستن زبان شناختي (دانستن زبان) را دارا بوده، ولي دانستن فرا زبان شناختي (اطلاعات عمومي، اطلاعات تخصصي درباره موضوع، شرايط گوينده و...) نيز ضروري است.

اين عناصر تكميلي همراه دانستن زبان شناختي قرار مي گيرند. در فقدان اين عنصر، ارتباط امكان پذير نيست و واژه ها سرگردانند. ولي عامل بسيار مهم ديگري در زمينه فهميدن وجود دارد مي توانيد اين كار را امتحان كنيد: متني را ظرف چند دقيقه بخوانيد سپس سعي كنيد آن را بيان كنيد. آيا دقيقاً از همان واژه ها استفاده كرده ايد؟مسلماً نه ولي شما متن را خيلي خوب فهميديد چرا؟ دليلش خيلي ساده است واژه ها از بين رفت ولي فرآورده درك شما يعني آنچه مفهوم مي ناميد باقي مانده است. واژه ها خيلي سريع فراموش مي شوند ولي در حافظه و مغز تركيبي از آنها كه فرآورده درك ماست باقي مانده است.

ترجمه همزمان نمونه بارزي از فهميدن است زيرا فرض بر اين است كه مترجم بايد آنچه را كه فهميده است به زبان ديگر مجدداً بيان كند با سرعتي كه جريان ترجمه انجام مي شود (150 واژه در هر دقيقه) كلمات گوينده خيلي سريع از ذهن مترجم ناپديد مي شوند ولي آنچه براي او باقي مي ماند مفهوم يعني فرآورده دركش است كه به او اجازه مي دهد تا بتواند معادل درستي را در زبان ديگر انتخاب كند.

درنتيجه مي توان گفت كه مترچم پل است، هيولاي دو سر كوچكي است كه به رغم تفاوت زبان ها و فرهنگ ها، رساننده پيام است.



«انواع ترجمه»


اگر ترجمه را به صورت برگردان نوشته و يا گفته اي از يك زبان به عنوان زبان مبداء به زبان ديگر يا زبان مقصد، ترجمه كنيم، مطلوب ترين نوع اين برگردان زماني تحقق مي يابد كه تأثير آن نوشته يا گفته در خواننده و شنونده زبان مبداء به خواننده يا شنونده زبان مقصد نيز منتقل شود به عبارت ساده تر ترجمه عبارت است از برگردان متني از زبان مبداء به زبان مقصد بدون كوچكترين افزايش يا كاهش در صورت و معني.

اين تعريف اگرچه دقيق است اما صرفاً جنبه نظري دارد زيرا هيچ پيامي را نمي توان بدون تغيير در صورت و معني از زباني به زبان ديگر منتقل كرد. اين مسأله به ساختارهاي متفاوت زبان ها برمي گردد، هر زبان از واژگان خاص خود استفاده مي كند. هريك از اين واژه ها معني يا معاني ويژه خود را داراست، همنشيني واژه ها در هر زبان تحت نظر قواعد خاصي است و درنهايت جملاتي كه در هر زبان به كار مي رود مي توان معني يا معاني ويژه اي براي خود داشته باشد كه در نتيجه انتقال هريك از اين جملات بدون دستكاري و حذف هريك از اين ويژگي ها و يا اضافه كردن ويژگي هاي ديگر امكان پذير نيست. كار ترجمه بسيار قديمي است از همان زمان كه تنوع زبان پديد آمد، ترجمه كتبي و شفاهي نيز مطرح شد ولي درحال حاضر كار ترجمه به چهار شكل انجام مي پذيرد:



1- ترجمه همزمان:

كه به كمك تكنيك جديد و در درون كابين انجام مي گيرد. ترجمه شفاهي و همزمان شنيدن نطق ها را امكان پذير مي سازد و روز به روز به اهميت ترجمه همزمان افزوده مي شود و ضرورت وجود آن در كليه گردهمايي هايي كه آفرينش زبان ها و فرهنگ ها صورت مي پذيرد، اجتناب ناپذير است.

2- ترجمه تحت اللفظي:

كه عبارتست از ترجمه شفاهي سريع متن كتبي.

3- ترجمه كتبي:

كه شايد بيشتر با آن آشنا هستيد به معني ترجمه اي مكتوب از متني كتبي است. البته انواع ديگري از ترجمه با عملكردهايي تقريباً متفاوت هم وجود دارند: نظير ترجمه در گزارش يك فيلم خارجي، اقتباس متون زيرنويسي فيلم ها و دوبلاژ و غيره... با اين همه در اين چهار نوع متفاوت ترجمه روند اصلي ترجمه كه عبارتست از بيان مجدد مطلبي كه به زبان ديگري نوشته شده است به زبان موردنظر با بهره گيري از امكانات، مشهودتر است.

4- ترجمه پياپي:

كه عبارتست از يادداشت برداري پياپي مترجم از نطق و ترجمه شفاهي. اين نوع يادداشت برداري مي تواند تا 10 دقيقه (براي هر بار) طول بكشد.